تبليغاتX
قلندرانه سوختم و چه آرامشی داشت سوختن
دوستان اگر مایل نبودید پیغامتون رو بقیه ببینن برام بنویسید که ...

yavar

سلام به همگی

بعد از دو سال دوباره برگشتموبا پوزش از همه ی اونایی که برام کامنت گذاشتن و من نبودم که جوابشون رو بدم و با تشکر ویژه از میترای عزیز که باعث شد امروز من بیام بلاگفا و..... میترای مهربون ممنونم.

معلوم نیست بتونم باز بیام یا نه و اما دوستتون دارم و در انتها بیاید با هم یه دعا کنیم...

 

خداوندا شوخیهای کوچکی که گاهی در مورد تو میکنم را ببخش زیرا من هم شوخیهای بزرگی که در زندگی با من کردی را بخشیدم.

سبز باشید

+ نوشته شده در  یکشنبه 1388/02/20ساعت 12:39  توسط یاور  | 

سلام به همه ی دوستای گلم

قبل از هر چیز باید از اون دسته دوستای نازنینم تشکر کنم که برام نظرشون رو نوشتن و  ازشون عذر بخوام که نتونستم بهشون سر بزنم* شرمندشون هستم و میخوام که از من دلگیر نباشن و بدونن که اونقدر کارام درهم هست که خدایی بعد از چند ماه تونستم امروز بیام و این مطلب رو بنویسم *امیدوارم یه روزی بتونم جبران کنم*

اما یه موضوع مهم * میخوام از همینجا از سارا بلای خودم  دختر شیطون بابایی هم خیلی خیلی زیاد تشکر کنم که برام تو وبش تولد گرفت و ...خلاصه خیلی منو شرمنده کرد.بلا که بهش میگم برای همین کاراشه دیگه  توی پیوندها هم اسمش سارا بلا هست.

اما در عین بلا یی و شیطنت و ...هواسش به خودش هست و مودب و با شخصیت و حرف گوش کن و خیلی بلاست که منم خیلی میدوستمش و براش احترام قائلم آخه یدونه که بیشتر نیست

از همه ی دوستای سارا بلا هم تشکر میکنم که اومدن توی جشنمون و نظر دادن.

راستی من بیشتر توی این وبم میتونم جوابگو باشم و با هم درر ارتباط باشیم.

www.360.yahoo.com/ghalandar1977

به امید دیدار

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 1386/08/27ساعت 16:9  توسط یاور  | 

میمیرم 
میمیرم برات
نمیدونستی میمیرم بی تو ، بدون چشات
رفتی از برم
تو نمیدونستی که دلم بسته به ساز صدات
آرزومه که نمی دونستی که من میمیرم برات
میمیرم برات
عاشقم هنوز
نمی خواستی که بمونی و بسوزی به ساز دلم
گفتی من میرم ، تو می خواستی بری تا فردا ها، آره خوشگلم
برو راهی نیست تا فردا ها ، یار خوشگلم
سفرت بخیر
اگه میری از اینجا تک و تنها به یه شهر دور
برو که رفتن بدون ما میرسه به یه دنیا نور
سفرت بخیر
برو گر شکستی از من
میتونی دوباره بساز
از دلی شکسته نا امید و خسته تو باز غروب
نمی خوام بیای
نمی خوام بیای
نمی خوام میون تاریکی من، تو حروم بشی
نمی خوام ازت
نمی خوام مثل یه شمع بسوزی برام، تا تموم بشی
برو تا بزرگی، میخوام که فقط آرزوم بشی
می میرم برات
+ نوشته شده در  شنبه 1385/12/12ساعت 13:56  توسط یاور  | 

من و تو تنها توی دریا  عصر ما عصرفریبه،عصر اسمهای غریبه
عصر پژمردن گلدون،چترای سیاه توی بارون
شهر ما سرش شلوغه،وعده هاش همه دروغه
آسموناش پر دوده ، قلب عاشقاش کبوده
کاش تو قحطیه شقایق ، بشینیم توی یه قایق
بزنیم دل رو به دریا،منو تو تنهای تنها
خونه هامون پر نرده ، پشت هر پنجره پرده
قفسها پر از پرنده ، لبای بدون خنده
چشمها خونه ی سواله ، مهربون شدن محاله
نه برای عشق ،میلی ، نه کسی به فکر لیلی
کاش تو قحطیه شقایق ، بشینیم توی یه قایق
بزنیم دل رو به دریا،منو تو تنهای تنها
اونقده میریم که ساحل،ازمنو تو بشه غافل
قایق رو با هم میرونیم ، اونجا تا ابد میمونیم
جایی که نه آسمونش، نه صدای مردمونش
نه غمش نه جنب و جوشش،
نه گلهای گلفروشش
مثل اینجا آهنی نیست
مثل اینجا آهنی نیست
پس ببین یادت بمونه
کسی هم اینو ندونه
زنده بودیم اگه فردا ، وعده ی ما لب دریا
زنده بودیم اگه فردا ، وعده ی ما لب دریا
زنده بودیم اگه فردا
وعده ی ما لب دریا
+ نوشته شده در  چهارشنبه 1385/11/25ساعت 14:20  توسط یاور  | 

نمی دونم چی بگم به بعضی از جوانان خوب ایرانی که اسمشون رو با کمال اعتماد به نفس گذاشتن جوان خوب ایرانی وبدون هیچ سوادی به خودشون اجازه ی اظهار نظر میدن

میدونین بعضیا وقتی این صفحات رو میبینن فکر میکنن که بابا امام حسین کجا و این عکسا کجا.آخه یکی نیست بگه بابا تو که فرق گوشت کوبدیده رو از ....نمی فهمی چرا انرژیتو حروم میکنی و دم از حرفایی میزنی که خودت بعد از گفتنش سرت گیج میره.اگه کسی با دیدن این عکسا حالی به حالی میشه مشکل خودشه و هیچ ربطی به علاقشون به امام و ...نداره هر کسی از این عکسها برداشتی داره که برای خودش محترمه و من از این عکسها عشق برداشت میکنم و شاید یکی دیگه سکس عاشقانه برداشت کنه که اونم چیز بدی نیست سخن مولا ست که اگر ۳۰ سال فقط نماز و روزه و عبادت کرده باشید اما در رابطه ی زناشویی با همسرتان کوتاهی داشته باشید هیچ کدام از اعمالتون صحیح نیست.پس سکس یکی از مسائل مهم در هر زندگی به شمار میاد و من در اینجا اگر عکسی گذاشتم که شاید یه فکرایی رو توی سر بعضیا میندازه کار غیر اخلاقی نکردم و عکس شخص خاصی هم نیست که بحث آبرو و این حرفا باشه . و این دلیل هم نمیشه که به امامان خودم بی علاقه باشم و دوست دارم اوونایی که ادای بچه مسلمونا رو در میارن و نظرات باد معده ای میدن به من بگن چند با قران رو خوندن . چند بار نهج البلاغه رو خوندن . اصلا مفهوم عشق رو میدونن یا تا عاشق میشن فکرشون میره زیر شکمشون؟

اینجا از تمام دوستایی که به من سر زدن میخوام نظرشون رو بگن و من چه خوب چه بد نظرشون رو در معرض دید میذارم که بقیه ههم بخونن . مگر اینکه توی نوشته هاشون از کلمات زشت استفاده کرده باشن . پس خواهشن چه به مخالفان این وب و چه به موافقان توهین نکنید.سعی کنیم همدیگر راهنمایی کنیم. خب شاید من اشتباه میکنم

در اینجا از تمام دوستانی که نظر دادن و نظر میدن تشکر میکن چه خوب چه بد و دستشون رو میفشارم.

 

من خاک کف پای سگ کوی همانم

کو خاک کف پای سگ کوی علی هست 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1385/11/19ساعت 16:47  توسط یاور  | 

گفتی بمیر، گفتم می میرم

گفتی بمون،بامن بمون
گفتم می مونم
گفتی که با دلتنگی بخون
گفتم میخونم
گفتم که مست و عاشقم،دیوونه ی تو
هر شب خرابم گوشه ی میخونه ی تو
گفتی که باید عاشق و دیوونه باشم
چون ساقی هر شب می کش میخونه باشم
گفتی که بر یاس تنت،پیرهن بدوزم
چون شاپرک باشم که از عطرت بسوزم
گفتی که دستمو بگیر
گفتم میگیرم
گفتی که از عشقم بمیر
گفتم می میرم
گفتم و گریه کردم و پای تو ساختم
این دل سر براه رو آسون به تو باختم
گفتی که از عشقم بمیر
گفتم می میرم
گفتم می میرم
می میرم
+ نوشته شده در  پنجشنبه 1385/11/19ساعت 10:54  توسط یاور  | 

السلا علی شهید الشهداء

السلام علی قتیل الادعیاء

السلام علی غریب الغرباء

السلا علی ساکن کربلاء

 

 

 

السلام علی اسیر الکربات و قتیل العبرات،

السلام علی المرمل بالدماء،

السلام علی المهتوک الخباء،

السلام علی خامس اصحاب الکساء

+ نوشته شده در  سه شنبه 1385/11/03ساعت 19:21  توسط یاور  | 

نمیدووووونم

به من گفت :                                                                 

هر وقت در طلب آمدی عاشق شو           

هر زمان به من نیاز داشتی  فکر کن

                         هر نوبت مرا خواستی  بیا

اما من در وجودم با یک گره ای مواجه ام که نمیدونم

چیه. از اون چیزایی که آدم میفهمه اما نمیتونه بگه

و فقط میتونه اشاره ای به اون بکنه

مثلا چی ؟

خوب همه میگن مرگ حقه    پس اگه مرگ حقه

یعنی زندگی نا حقه ؟

یا اینکه همیشه این سوال میاد توی ذهنم که

نمیدونم . من تند رفتم یا اون عقب موند؟

من هم عاشق بودم هم فکر کردم و هم آمدم

اما اون  گفت عشق یه حرف و بدون لحظه ای تامل

رفت !

رفت !

رفت !

رفت !

رفت !

رفت !

رفت !

+ نوشته شده در  دوشنبه 1385/11/02ساعت 10:52  توسط یاور  | 

کاش کنارم بودی

به همین سادگی رفتی بی خداحافظ ، عزیزم
سهم تو شد روز تازه ، سهم من اشک که بریزم
به همین سادگی کم شد عمر گل بوته توی دستم
گله از تو نیست میدونم ، خودم اینو از تو خواستم
به جون ستاره هام ، تو عزیزتر از چشامی
هر جا هستی خوب و خوش باش،تا ابد بغض صدامی
تورو نبض لحظه هامون ، نشه باورت یه وقتی
که دوست ندارم ، اینو بخدا ، گفتم به سختی
من اگه دوست نداشتم ، پای غمهات نمی موندم
واست این همه ترانه از ته دل نمیخوندم
اگه گفتم برو خوبم ، واسه این بود که میدیدم
داری آب میشی میمیری اینو از همه شنیدم
دارم از دوریت میمیرم ، تا کنار من نسوزی
از دلم نمیری عمرم ، نفسامی که هنوزی
تورو محض خیره هامون که نفس نفس خدا شد
از همون لحظه که رفتی ، روحم از تنم جدا شد
تو که تنها نمیمونی ، من تنها رو دعا کن
خاطراتم رو نگه دار ، اما دستام رو رها کن
دست تو اول عشق ، بسپرش به آخرین مرد
مردی که پشت یه دیوار واسه چشمات گریه میکرد
گریه میکرد  ،   گریه میکرد  ،  گریه میکرد  ،  گریه میکرد
اما تو  ندیدی

+ نوشته شده در  سه شنبه 1385/10/26ساعت 13:25  توسط یاور  | 

چون میگذرد غمی نیست 

این روزها میگذرد،                                 

 

احساس میکنم که کسی در باد،فریاد میزند،

 

احساس میکنم که مرا

 

از عمق جاده های مه آلود،یک آشنای دور،صدا میزند

 

آهنگ آشنای صدای او مثل عبور نور،مثل عبور نوروز

 

                               مثل آمدن روز است

 

روزی که این قطار قدیمی در بستر موازی تکرار،

 

لحظه ای بی بهانه توقف کند تا چشمهای خسته ی

 

خواب آلود،از پشت پنجره ، تصویر ابرها را در قاب ،

 

و

 

تن واژگون جنگل را در آب بنگرد ،

 

آن روز

 

پرواز دستهای صمیمی

 

در جستجوی توست

 

توی من!

 

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 1385/10/26ساعت 9:45  توسط یاور  | 

 
JavaScript Codes